جلال مصطفوى كاشانى
24
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى )
جنونآميز دست بيازد . اين بود كه با اقدامى جسورانه و متهورانه به يك تير دو نشان زد ، و به اين وسيله اولا بر بيسوادى و بيمايگى خود سرپوشى گذاشت و ثانيا خود را در تاريخ پزشكى بعنوان يك مرد بزرگ انقلابى معرفى كرد . توضيح آنكه در آن زمان اروپا تشنهء انقلاب بود و اوضاع سياسى اروپا ايجاب مىكرد در هر رشته از علوم ، انقلابى بزرگ ظاهر شود و ملل اروپايى را از زير يوغ فرهنگ و تمدن اسلامى ، كه مدت چند قرن مردم آن قاره را مسخر و اسير خود كرده بود ، رهايى و نجات بخشد . هركس شجاعتى بيشتر نشان مىداد و تيشهاى محكمتر به ريشهء علوم اسلامى مىزد شهرتى بيشتر مىيافت . در چنين اوضاع و احوال عجيب ، پاراسلس كه تندخويى و حدت مزاج طبيعى آميخته با اختلال مشاعرش از يكسو ناشى از الكليسم مزمن ( زيرا دائم الخمر بود ) و از سويى ديگر بر اثر مجاورت دائم با تف و حرارت آتش كوره كارگاه كيمياگرى و تنفس بخارهاى زهرآگين ، غليان و طغيان يافته بود دست بدست يكديگر داده و با فضاحت و وقاحت كه معمولا دستآويز و سلاح دوم كممايگان و فرومايگان براى پوشاندن عيب و نقص آنان است در روز افتتاح كرسى استادى خود ، كتاب قانون ابن سينا را در آتش افكند و سوزاند و با غرورى جنونآميز و در حضور دانشپژوهان و گروهى زياد از مردم فرياد كشيد : « با كمال بىباكى به شما مىگويم كه موهاى پشت گردن من بيش از كليهء دانشمندان شما معلومات دارد . تكمههاى كفش من از ابن سينا خردمندتر است و ريش من از آكادمى شما تجربه بيشتر دارد . . . » « 16 » و پس از آن پزشكان حاضر در جلسه را مخاطب قرار داد و با حدت و حرارت چنين گفت : « شما با پيروى از عقايد پزشكان پيشين چنين خيال مىكنيد كه چيزى از پزشكى مىدانيد و حال آنكه ابدا چنين نيست . كليد اصلى پزشكى و بويژه درمانشناسى ، قبل از هر چيز ، در كيمياگرى است . اى پزشكان كه به خود عطر مىزنيد ! دستكشهاى سفيد را از دستان و حلقههاى طلا را از انگشتان خود به درآريد . در آزمايشگاه و در ميان زغالها غوطهور شويد . شب و روز در آتش كار كنيد . از اين راه با مشاهده و تجربه ، معلوماتى مفيد و مثبت براى درمان بيماريها ، پيدا خواهيد كرد . » اين عبارات كه محكم ادا مىشد ، حتى امروز هم ، براى هر شنوندهاى جالب و كاملا فريبنده است و هركس را مىتواند اغفال كند . بويژه در آن زمان كه در كليهء كشورهاى اروپا يك نوع هرجومرج علمى كامل حكمفرما بود و هركس هر مطلب تازهاى ابراز مىنمود ، كه به نظر منطقى جلوه مىكرد ، خريدار فراوان مىيافت ، ولى از آنجا كه
--> ( 16 ) . تاريخ روانپزشكى ، تأليف آلكساندر چاپ 1972 ، صفحهء 103 .